۴۳۰

خرید بک لینک

امکانات وب

ای غایب از نظر به خدا میسپارمت

ای غایب از نظر به خدا میسپارمت...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 22:21 توسط بانوی عشق  | 

۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 18:02

سکوت میکنم و عشق ، در دلم جاری است
که این شگفتترین نوع خویشتن داری است

حسین منزوی

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۲ ساعت 19:42 توسط بانوی عشق  | 

۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 18:02

"آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر! یکی را هم او خواندی هم غیر! یکی نه او خواندی نه غیر او! آن [خط سوم] منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من!"(شمس تبریزی)یکی از کتابهای مفید درباره زندگی شمس و حضرت مولانا، کتاب خط سوم تالیف دکتر صاحب زمانی است.مؤلف با تکیه بر سه منبع:۱- مثنوی ولد نامه، بهاءالدین سلطان ولد۲- مناقب العارفین، شمسالدین احمد افلاکی۳-رساله در احوال مولانا جلال الدین، فریدونابن احمد سپهسالارکه اطلاعاتی درباره همروزگاران شمس میدهد، برای نشان دادن خصوصیات اخلاقی، شخصیت و درک زندگانی شمس استفاده کرده است تا خواننده، با سیر زندگانی شمس از کودکی تا مرگ آشنا شود.خط سوم کتابی خواندنی برای علاقهمندان به ادبیات است. + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۲ ساعت 21:5 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 18:02

ای که با سلسلهٔ زلف دراز آمدهایفرصتت باد که دیوانهنواز آمدهایساعتی ناز مفرما و بگردان عادتچون به پرسیدن ارباب نیاز آمدهایپیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگچون به هر حال برازندهٔ ناز آمدهایآب و آتش به هم آمیختهای از لب و لعلچشم بد دور که بس شعبدهباز آمدهایآفرین بر دل نرم تو که از بهر ثوابکشتهٔ غمزهٔ خود را به نماز آمدهایزهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلممست و آشفته به خلوتگه راز آمدهایگفت حافظ دگرت خرقه شراب آلودهستمگر از مذهب این طایفه باز آمدهایحضرت حافظ + نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 12:26 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 21:35

همّتم بدرقه ی راه کن ای طایر قُدس

که دراز است ره منزل و من نو سفرم...

حضرت حافظ

+ نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 15:25 توسط بانوی عشق  | 

۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 21:35

در یه گروه تلگرامی عضو هستم که مدتهاست پیامهاش رو رد میکردم و نمیخوندم. امروز بعد از گذشت شاید یک ماه، یا بیشتر، خواستم پیامها رو بخونم. خیلی جالب بود، موضوع گفتگو درباره مرگ و از دست دادن عزیزان بود. فردا ۱۴ سال از مرگ عزیزی میگذره که رفتنش برام خیلی آزار دهنده بود و هنوز هست. نتونستم فراموش کنم. و نتونستم بابت این از دست دادن شکرگزار خدا باشم. کسانی که درک معنوی بالایی دارند نمیگن مرگ، میگن انتقال. و میگن خدا رو شکر کنید بابت این انتقال و طی مدارج بالاتر اون فرد.امیدوارم با عنایت و نظر الهی و نوری که در اون گروه جاری شده بود، قلبم به پذیرش و تسلیم برسه و بتونم بابت این اتفاق سپاسگزار خداوند باشم و از این مانع بگذرم. خدایا شکرت که نشانهها رو میفرستی. + نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 17:7 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1402 ساعت: 21:35

...روزگاری، من و دل، ساکنِ کویی بودیمساکن کوی بت عربدهجویی بودیمعقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیمبسته سلسلهٔ سلسلهمویی بودیمکس در آن سلسله، غیر از من و دلبند نبودیک گرفتار از این جمله که هستند، نبودنرگس غمزهزنش، اینهمه بیمار نداشتسنبل پُرشکنش، هیچ گرفتار نداشتاینهمه مشتری و گرمی بازار نداشتیوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشتاول آنکس که خریدار شدش، من بودمباعث گرمیِ بازارشدش، من بودم...وحشی بافقی + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 22:30 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 14:46

اگر تو برفکنی در میان شهر نقابهزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب!که را مجال نظر بر جمال میمونتبدین صفت که تو دل میبری ورای حجاب؟درون ما ز تو یک دم نمیشود خالیکنون که شهر گرفتی روا مدار خراب!به موی تافته پایِ دلم فرو بستیچو موی تافته، ای نیکبخت، روی متابتو را حکایت ما مختصر به گوش آیدکه حال تشنه نمیدانی ای گل سیراباگر چراغ بمیرد، صبا چه غم دارد؟و گر بریزد کتان چه غم خورد مهتاب؟دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل استکه با شکر دهنان خوش بود سؤال و جوابکجایی ای که تَعَنُّت کنی و طعنه زنی؟تو بر کناری و ما اوفتاده در غرقاباسیر بند بلا را چه جای سرزنش است؟گرت معاونتی دست میدهد، دریاب!اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نیستهمیکنم به ضرورت چو صبر ماهی از آبتو باز دعوی پرهیز میکنی سعدیکه دل به کس ندهم کُلُّ مُدِّعٍ کَذّابحضرت سعدی + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 13:54 توسط بانوی عشق  |  ۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 14:46

پیر داند قبض و بسط عاشقان لیکن چه سود


تربت ما ، موضع بیل است، جای پیر نیست

سنایی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲ ساعت 6:19 توسط بانوی عشق  | 

۴۳۰...

ما را در سایت ۴۳۰ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 14:46

صفحه بندی